ناظم الاسلام كرمانى
392
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
بپادشاه مملكت ژاپون مخابره شود فلذا صورت تلگرافى از طرف آقاى طباطبائى صادر شد كه سواد آن از اين قرار است : سواد تلگراف آقاى طباطبائى به اعليحضرت پادشاه ژاپون حضور ميمنت ظهور اعليحضرت امپراطور معظم دولت بهيهء ژاپون اگرچه با اخلاق مرضيهء آن اعليحضرت و تمدن فوق العادهء دولت بهيهء ژاپون به اين اظهار احتياج نبود ولى مقام اخوت با برادران مسلمين ساكنين آن مملكت مقتضى اين توصيه شده استدعا مينمايم كه توجه ملوكانه نسبت به آن برادران دينى طورى باشد كه آسوده و محترم بتوانند از عهدهء تكاليف دينى و دنيوى برآيند . ( رئيس ملت اسلام در ايران محمد الحسينى الطباطبائى ) اگرچه فوايد اين تلگراف و نتايج مترتبهء بر آن بر احدى مخفى و مستور نيست و ليكن مقصود و منظور اعضاء انجمن از صدور اين تلگراف تشويق و تهيّج آقاى بهبهانى بود كه عين خط آقاى طباطبائى و امضاء ايشانرا بردند نزد آقاى بهبهانى و مذكور داشتند يكى از فوايد همراهى با ملت اين است كه امروز آقاى طباطبائى طرف با سلاطين و امپراطوران سترك شده است شما هم اگر بر اين عزم و خيال باقى هستيد كه به كلى مراودات مخفيانهء اجزاء خودتانرا با عين الدوله مانع شويد و جدا در مقام تأسيس عدالتخانه برآئيد و اگر ملت بمقاصد خود نايل آيد كه اختيار تاج و تخت ايران با حضرت آقا خواهد بود بالاخره آقاى بهبهانى در مقام تجديد و استحكام پايه عهد قول صريح و عهد مؤكد داده اعضاء انجمن هم قول دادند كه بعد از اين اينگونه تلگرافاترا به امضاء ايشان هم برسانند . . . . . . عين الدوله ديد كه بهيچوجه نميتواند آقايانرا بهم اندازد و اگر بخواهد از راه پول و طرز و طور امين السلطان جلوگيرى نمايد آن قوه و قدرت و آن بلند همتى را ندارد فلذا همان شيوهء استبداديهء خويش را پيش گرفته جمعى را صورت داد كه مأخوذ و نفى نمايند كه از آن جمله بود عدهء از واعظين و ناطقين بزرگ مانند سيد جمال الدين اصفهانى و حاج شيخ محمد واعظ و حاج شيخ مهدى واعظ و غيرهم را كه در كتاب سوم تاريخ بيدارى خواهد آمد و ديگر عدهء از بستگان امين السلطان كه با آقايان مراوده دارند كه از آن جمله است معين حضور كه در خانه آقاى طباطبائى على الظاهر متحصن است و چون كارهاى عمده و مهم از معين حضور صادر شد فلذا اشارهء اجماليه بتحصن معين حضور در اين مقام مينمائيم كه بعد از اين خوانندهء تاريخ معين حضور را بشناسد و هم وضع زمان استبداد به خوبى ظاهر شود ميرزا حسينخان معين حضور پسر ميرزا ابو القاسم خانست كه از خويشان و بستگان و اجزاء امين السلطان بود و درب خانه امين السلطان صدر اعظم سابق مقامى عالى داشت و طرف وثوق و اعتماد و جملة الملك امين السلطان بود پس از عزل امين السلطان و رفتن او بفرنگ معين حضور بعض از دهات خالصهء خوار و ورامين را اجاره نمود و يك مزرعهء ملكى هم كه متجاوز از صد هزار تومان قيمت او بود در نزديكى